» چرا لازم است فرآیند خودآموزی را آسان بگیریم؟
چرا لازم است فرآیند خودآموزی را آسان بگیریم؟
پاسخ کوتاهش, جذاب ماندن خودآموزی است. برای اینکه به خودآموزی, مدت زمان بیشتری داده شود, بهتر است آن را بیشتر یک تفریح بنامیم تا یک فرآیند برای یادگرفتن, استخدام شدن و کسب درامد. زبان کامپیوتر, یک زبان برنامه نویسی است و زبان مغز یک انسان, زبان احساسات است. حتی منطقی ترین آدم ها کاری را که با احساسات آنها رابطه مسالمت آمیز برقرار نکند انجام نمیدهند.
یادگرفتن با بازی کردن و Gamification
شاید برای یادگرفتن برنامه نویسی در گوگل سرچ کردید, سایت های شغل یابی مثل jobinja.ir و آگهی هایشان را به دقت مشاهده کرده و لیستی از تمام سرفصل هایی که برای استخدام شدن نیاز است را یادداشت برداری کردید. هم اکنون قصد آموختن این لیست را دارید. چگونه می آموزید؟
با خود قرار گذاشته اید که خیلی سخت نگیرید و با روزی چند دقیقه بازی کردن با کد ها در لپتاپ کارتان را شروع کنید؟ درود! همین درست است. همینطور پیش بروید! کدنویسی, بازی کردن است. برای اطلاعات بیشتر در گوگل سرچ کنید Gamification تا با این سبک برای خودآموزی دقیق تر آشنا شوید. در شرکت ها نیز کارمندان با کار خود بازی می کنند.
برای شروع چه حسی دارید؟
وقتی میخواهید یک مطلب مثل html را بیاموزید حس خوبی دارید؟ ته دل خود آخ جون می گویید! هورا میکشید و لذت میبرید؟ خوب است. احتمالا سال ها به خودآموزی ادامه می دهید بدون اینکه متوجه گذر زمان بشوید. شما رشد میکنید ولی خودتان حس می کنید هنوز مطالب جذاب بیشتری برای حرفه ای شدن باید بیاموزید. حتی وقتی به قله های دانایی میرسید, طراوت و نشاطی که در کوهپایه داشته اید را حفظ کرده اید. این سبک درستی برای برخورد با احساسات است.
بهره گرفتن از روش های فانتزی
یک یادگیرنده با آسان گرفتن به خودش, در حال تشویق کردن خود است. به قول معروف ته دلش قند آب میشود. مخصوصا وقتی با ریتم کند درس میخواند. برای جزییات درسی کارت پستال های فانتزی تهیه کرده و مانند بچه های پیش دبستانی از برچسب های رنگی برای زیبا شدن یا تفکیک دو سرفصل استفاده میکند.
خود را به هر روشی که به ذهن میرسد میتوانید تشویق کنید. گاهی هنگام کدنویسی متوجه تشابه املایی در دو متد جاوااسکریپت میشوید. همان لحظه میتوانید با خودکار و کاغذ هردو را کنار هم بنویسید. کنارش یک آدمک نقاشی کنید که دو نقطه برای چشم و یک لب خندان دارد. کوچکترین کار ها و پیش پا افتاده ترین چیز ها می تواند یک مبحث سنگین را به راحتی به حافظه شما بسپارد.
مقالاتی احساساتی و رویایی بنویسید!
خیلی ساده بگیرید! نویسنده شدن در دنیای واقعی شاید تابع مقررات خاص باشد اما شما برای خودتان میتوانید نویسنده خوبی باشید. نوشتن و شرح جزییاتی از احساسات خود در لحظه ای که برای اولین بار با یک خط کد مثل تگ های video در html آشنا شدید و از آن روز به بعد میدانستید چگونه یک ویدیو را به برگه html خود وارد کنید.
مثلا بنویسید که آیا حفظ کردنش برایتان آسان بود و همان لحظه حفظ شدید یا چند بار روی کاغذ نوشتید و هنوز یادتان میرود تگ بسته آن را تایپ کنید. حتی میتوانید با خودتان شوخی کنید, جک بسازید, شعر بسرایید, یا به کد هایتان شخصیت دهید و از زبان آنها حرف بزنید.
مقالات خود را کتاب کنید!
یک قطعه کد جدید آموخته شده را در نظر بگیرید با نوشته ای به زبان فارسی در زیر آن که درباره هرچیزی میتواند باشد. مثلا درباره احساساتتان نسبت به این قطعه کد یا درباره کاری که این قطعه کد انجام میدهد. حتی یک خاطره نامربوط هم میتوانید زیر این قطعه کد نوشته باشید. اسکرین شات هایی که در میان متن خود قرار میدهید تا کتابتان عکس داشته باشد و فقط متن نباشد.
هدف از تالیف کتاب, کنار هم قرار دادن همان مقالات است. و اینکه شما حجم آموخته هایتان را ببینید و شاد شوید و به خودتان نگویید وای چقدر مانده؟ بلکه بگویید وای من چقدر خوب پیش آمدم! علاوه بر این در آینده ای نزدیک دوست داشته باشید با مرور یاد گرفته شده هایتان آن ها را به حافظه بلند مدت خود افزوده کنید.
ممنون از اینکه این مقاله را خواندید.


وبلاگ با برنامه
مطلب مرتبط
آموزش Communication در هوانوردی